داستان عاشقانه ی گریه آور ” ارزش عشق ” (حتما بخوانید )
داستان عاشقانه به درخواست شیدا خانوم
داستان عاشقانه ی گریه آور ” ارزش عشق ”
دختری بود نابینا که از خودش تنفر داشت
نه فقط از خود ، بلکه از تمام دنیا تنفر داشت اما یکنفر را دوست داشت
“ دلداده اش را “ با او چنین گفته بود :
« اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای
یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس تو و رویاهای تو خواهم شد »
و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را ، رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست
دلداده به دیدنش آمد و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
دختر برخود بلرزید و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد : قادر به همسری با او نیست
دلداده رو به دیگر سو کرد که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت :
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی . . .»
در مورد : behtarin dastnha dastanake asheghane jadid dastanake jadid dastane asheghane jadid dastane jadid dastane jadid 89 datane 89 farvardin mkah 89 golchine dastan haye 89 jadidtarin dastanahaye 89 ordibehesht 89 آرشیو داستان های کوتاه اردیبهشت ماه 89 بهترین داستان های عاشقانه بهترین داستان های عشقولانه بهترین داستانک های فروردین ماه 89 جدیدترین داستان های عاشقانه داستان 89 داستان عاشقانه بسیار زیبا و گریه آور " ارزش عشق " (حتما بخوانید ) داستان فروردین ماه 89 داستان های اردیبهشت ماه 89 داستان های خیلی عاشقانه داستان های خیلی غمگین داستان های عاشقانه داستان های غمناک داستان های غمگین عاشقانه داستان های کوتاه عاشقانه داستان های کوتاه غمگین داستان های گریه آور داستان کوتاه 89 داستان کوتاه اردیبهشت ماه 89 داستان کوتاه عاشقانه جدید داستان کوتاه غمگین داستان کوتاه فروردین ماه 89 داستانهای کوتاه عاشقانه غمگین داستانک 89 داستانک عاشقانه داستاه ای غمگین گریه آور سری جدید داستان های عاشقانه فروردین ماه 89 مجموعه کامل داستان های عاشقانه می باشد.
- تاریخ ارسال مطلب : ۷ تیر ۱۳۸۹



























