» اخبار سینما » عکس بازیگر زن ایرانی » گزارش تصویری
بیوگرافی و عکس نرگس محمدی “عکس ستایش” بازیگر سریال ستایش
.
مدتی است که سازندگان مطرح سریال های تلویزیونی ، نقش های اصلی و مطرح مجموعه های خود را به دست بازیگران جوان و چهره های جدید می سپارند ، این اتفاق مسیر تازه ای را برای دعوت مخاطبان بویژه نسل جوان برای همراه شدن با تلویزیون پیش روی می گذارد.
از طرفی ، این حضور جدید فرصت خوب و تازه ای را برای یک بازیگر به همراه دارد ، فرصتی که تا ستاره و چهره شدن چندان فاصله ای ندارد…
نرگس محمدی یکی از بازیگران جوانی است که با اولین تجربه تلویزیونی خود بعد از یکی دو فیلمی که در سینما بازی کرد ، مهمان ما شد تا از سریال «ستایش» بگوید و حضورش در نقش ستایش نادری.
می خواهم به عنوان اولین سوال از نخستین تجربه ات در جلوی دوربین برایمان بگویی و این که چطور وارد سینما و تلویزیون شدی ؟!
از دوران دبیرستان دوست داشتم هنر بخوانم که به دلیل یک سری اتفاقات نتوانستم در کنکور هنر شرکت کنم ، رشته تحصیلی ام تجربی بود و بعد از این که دانشگاه قبول شدم به این فکر افتادم که در کلاس های بازیگری شرکت کنم ، در آموزشگاه بازیگری ثبت نام کردم و بعد از پایان دوره به یک کار سینمایی به کارگردانی آقای اربابیان معرفی شدم ، کار خیلی خوبی بود ولی متاسفانه به دلیل یک سری مشکلات اکران نشد ، بعد از آن در حوزه هنری تئاتر کار می کردم و همان سال ها بود که جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را در جشنواره تئاتر گرفتم ، این سال ها برایم تجربیات خوبی به همراه داشت.
یک همزمانی خیلی خوبی هم رخ داده آن هم نخستین فیلم سینمایی ات (آناهیتا) و اولین سریال تلویزیونی ات (ستایش) همزمان به نمایش در می آید.
بله اتفاق خوبی است ولی این اتفاق بعد از سه چهار سال افتاد ، البته من قبل از آناهیتا حدود ۲ سال پیش در فیلم سینمایی «ریسمان باز» بازی کردم و این اولین تصویر من روی پرده نقره ای بود.
از ابتدای ورود به این رشته فکر می کردی که به بازیگری به عنوان یک حرفه و شغل اصلی نگاه کنی ؟!
فکر می کنم خیلی نمی توان به بازیگری به عنوان یک شغل اصلی نگاه کرد ، از اولی که شروع کردم می دانستم که نمی توانم به آن به عنوان یک حرفه درآمدزا نگاه کنم ولی تجربه بازیگری را دوست داشتم و شروع کردم ، بازیگری به عقیده من یک اتفاق است ، اتفاقی که انتخابش خیلی دست خودت نیست ، ممکن است ۲ سال هیچ پیشنهادی نباشد.
اولین حضورت چه در تلویزیون و چه در سینما کنار گروهی از بازیگران چهره و سرشناس بود ، ترسی نداشتی از این که ممکن است کنار این همه ستاره دیده نشوی ؟!
چرا نگرانی ام بابت این قضیه بسیار زیاد بود ، البته این اتفاق برایم خیلی خوشایند بود که در کنار این بازیگران نخستین تجربه ام را آغاز می کنم ، من فکر می کنم این ترس از دوربین خیلی به بی تجربگی و حضور کوتاه مدت ارتباطی نداشته باشد و به نظرم یک بازیگر ۳۰ سال هم که کار کند باز هم در یک فیلم جدید نگرانی حاصل از حضور در مقابل دوربین را خواهد داشت ، این نگرانی در سریال ستایش کمتر شد ، قبل از آن هم ۳ تا تله فیلم برای تلویزیون کار کرده بودم ولی در این کار آنقدر راهنمایی ها و هدایت سعید سلطانی (کارگردان) و همچنین گروه خوب بود که همه چیز برایم شکل عادی و طبیعی پیدا کرد.
می توانی خودت را در یکی دو جمله تعریف کنی ؟!
فکر می کنم آدم حساسی هستم ، شخصیت آرامی دارم و راجع به مسائل خیلی عمیق فکر می کنم.
فکر می کنی نقش هایی که تا امروز به تو پیشنهاد شده و نقش هایی که از این به بعد پیشنهاد می شود چقدر قرار است شبیه خودت باشد ؟!
ستایش را از جهاتی به خودم شبیه می دیدم ، نقش هایی که تا امروز بازی کرده ام خیلی از من دور نبوده چون قطعا باید جزئی از وجودم باشند که بتوانم آنها را بازی کنم ، بیشتر دلم می خواهد نقش هایی را به عهده بگیرم که بخشی از آن را در زندگی خودم تجربه کرده باشم ، به نظرم کار سختی است.
فکر می کنی بر چه اساسی برای نقش ستایش انتخاب شدی ؟!
سال پیش در یکی از اپیزودهای شاید برای شما هم اتفاق بیفتد بازی کردم و توسط کارگردان به آرمان زرین کوب معرفی شدم ، بعد هم که آقای سعید سلطانی من را برای این نقش پذیرفت.
پس از همان اول با گروه ستایش همراه بودی ؟!
نه اتفاقا ، من زمانی وارد این گروه شدم که حدود ۹ ماه بود از تصویربرداری کار گذشته بود ، کمی برایم سخت بود و تا حدودی احساس غریبی می کردم ولی خوشحالم که خیلی زود توانستم با این گروه ارتباط برقرار کنم.
نقش ستایش برایت چه ویژگی هایی داشت ؟!
قصه ستایش مربوط به سال ۶۴ و سال های جنگ است و در این قسمت هایی که تا به حال پخش شده بیشتر خود ستایش و خانواده ها معرفی شده اند ، لحظه لحظه ستایش را دوست داشتم ، تلویزیون را خیلی دوست دارم و همیشه دلم می خواست نقش قابل قبولی داشته باشم – سریال ، داستان خوبی را دنبال می کند و بسیار خوب می تواند ارتباط برقرار کند ، نقش من مربوط به سال ها پیش است و من با کمک آقای سلطانی پیش ذهنیت و تصاویر ذهنی خودم را تا آنجا که امکان داشت به فضای آن سال ها نزدیک کردم ، سعید سلطانی کارگردان بسیار دقیقی است و نگاه ریزبینی به تک تک جزئیات دارد.
بر چه مبنایی نقش هایت را انتخاب می کنی ؟!
خیلی به دنبال این نیستم که زودتر در نظر مخاطب دیده و شناخته شوم ، دلم می خواهد به دنبال نقشی باشم که حرفی برای گفتن داشته باشد ، دوست دارم وقتی چند سال گذشت و من به تماشای سریالی که خودم در آن بازی کرده بودم نشستم ، خیلی شرمنده آن نشوم ، نقشی که در آناهیتا بازی کردم را خیلی دوست دارم حتی اگر تا آخر عمرم هم فرصتی برای تجربه دوباره سینما برایم فراهم نشود آناهیتا را فراموش نمی کنم.
تصویربرداری ستایش هنوز ادامه دارد ؟!
بله ادامه دارد ، ستایش در دو فاز زمانی مختلف اتفاق می افتد و تصویربرداری فاز اول آن همچنان ادامه دارد.
الان برای کار جدید هم پیشنهادی داری ؟!
بله ، اتفاقا زیاد بود ولی خیلی قصه های خوبی نداشت ، در ضمن تا زمانی که ستایش ادامه داشته باشد کار جدیدی نمی پذیرم.
با توجه به این که حضورت در تلویزیون و سینما با نقش های اول و اصلی فیلم بوده از این به بعد هم برایت مهم است که نقش اول را بازی کنی ؟!
نه ، خیلی مهم نیست ، برایم مهم است که نقش خوب باشد و جای کار داشته باشد.
و صحبت آخر درباره ستایش …
ستایش را دنبال کنید ، چرا که خیلی اتفاقات قرار است در این مجموعه بیفتد.
==================================
نرگس محمدی دختر خوب این روزهای تلویزیون است که این روزها با نقش ستایش خود را به عنوان چهره اول جعبه جادویی معرفی کرده و توانسته با بازی خوب و تاثیرگذارش جای خود را بین خانوادههای ایرانی پیدا کند. این گفت وگو به بهانه درخشش نرگس در نقش ستایش با او انجام شده است. خیلیها دوست دارند او را بیشتر بشناسند، او و مادرش مهمان دوربین ما بودند.
پرستار بازیگر
نهم فروردین در تهران متولد شدم، همزمان با تحصیل در دانشگاه ( رشته پرستاری) در کلاسهای بازیگری کارنامه شرکت کردم و از آنجا برای بازی در فیلم «مرگ یک پینوکیو» معرفی شدم که فیلم خوبی هم بود اما به دلایلی هنوز به اکران عمومی در نیامده است. بعد از این فیلم حدود یک سال در تئاتر فعالیت کردم که در همین مدت موفق شدم جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره «ماه» حوزه هنری دریافت کنم. بعد از تجربهای که در تئاتر کسب کردم به سینما بازگشتم و در فیلمهایی چون ریسمان؛ باز، آناهیتا، سوپر استار و اخراجیها۲ بازی کردم. البته فیلمهایی مثل سوپراستار و اخراجیها ۲ بیشتر برایم جنبه تجربی داشت.
اتفاقی که باعث جدایی از هنر شد…
از ابتدا دوست داشتم در رشته هنر ادامه تحصیل دهم اما روزی که باید در آزمون ورودی هنرستان صدا و سیما شرکت میکردم اتفاقی برایم افتاد که امتحان را از دست دادم. به همین دلیل در شاخه تجربی کنکور دادم و در رشته پرستاری پذیرفته شدم، درسم تقریبا در رشته پرستاری به پایان رسیده و فقط برای ارائه طرح، باید مدتی در یک بیمارستان مشغول به کار شوم. که انشاا… به زودی این کار را انجام خواهم داد.
شاگرد پرویز پرستویی و…
ما جزو آخرین هنرجویان موسسه کارنامه بودیم که استاد پرستویی و آقای حبیب رضایی در آنجا حضور داشتند. آقای رحمانیان نیز در کنار این دو بزرگوار حضور داشتند، خانم تیموریان و استاد رایگان، پیام دهکردی و رضا بهبودی هم درسهای زیادی از بازیگری به ما آموختند. در مجموع، کلاسها بسیار پر بار و خوب بود اما بد نیست بدانید همان روز اولی که برای ثبت نام به «کارنامه» مراجعه کردم، آقای پرستویی و رضایی گفتند که ما شرایطی را برای بچهها فراهم میکنیم که به شدت سخت است و به همین دلیل ممکن است خیلی از بچهها در میانه کار عطای بازیگری را بر لقایش ببخشند و همین هم شد، ما در ابتدای کلاسها بیست هنرجوی دختر و بیست هنرجوی پسر بودیم، اما اواخر کار، از این جمع چهل نفره فقط پانزده نفر باقی مانده بود. من از ابتدا خودم را برای این سختیها آماده کرده بودم و از آنجایی که این حرفه و هنر را دوست داشتم تمام سختیها را تحمل کردم.
حس و تکنیک مکمل یکدیگرند
به نظر من حس و تکنیک مکمل هم هستند.تو به عنوان یک بازیگر اگر میخواهی موفق باشی باید از تکنیک این کار سررشته داشته باشی و آن را با حس دربیامیزی تا به نتیجه مطلوبی در کار دست پیدا کنی… اگر بازیگر بخواهد صرفا از تکنیک استفاده کند، شبیه ربات میشود و اگر هم قرار باشد، فقط از حس در بازی استفاده کند، باز هم نمیتواند به موفقیت کامل دست پیدا کند.
به شهرت و پول فکر نمیکردم
آن زمان که میخواستم وارد این عرصه شوم اصلا به پول و شهرت فکر نمیکردم، نمیدانم چه بود، شاید اگر از اکثر بازیگرها این سوال را بپرسید نتوانند به طور دقیق به این سوال جواب دهند. وقتی بچه بودم تنها تفریح و لذتبخشترین تفریح برایم فیلم دیدن بود و ساعات زیادی از روز را به این کار اختصاص میدادم، اما الان وقتی به دختر داییهایم که سن و سال کمتری هم دارند میگویم فیلم ببینید توجهی نمیکنند، این علاقهای است که باید در وجود هر کس باشد و نمیتوان آن را توصیف کرد.
باید برای کبوترها دونه پاشید
تئاتر «باید برای کبوترها دونه پاشید» از فیلتر بازبینی نیز عبور کرده بود و خود را برای اجرای عمومی آماده میکرد که متاسفانه مشکلی برای یکی از بازیگران اصلی به وجود آمد و من به فاصله ۱۰ روز مانده به اجرا جایگزین او شدم. در این مدت کم، فقط و فقط به دلیل صمیمیتی که در گروه وجود داشت توانستم با نقش ارتباط خوبی برقرار کنم و خدا را شکر در جشنوار «ماه» هم توانستم جایزه بهترین بازیگر آن دوره را از آن خود کنم.
برای مردم کار کن
ماندگاری یعنی تلاش و با عشق برای مردم کار کردن.این خیلی مهم است که بازیگر برای مردم کار کند.باید مردم تو را بپذیرند و محبوب مردم باشی و بتوانی کارهای خوبی به مخاطب ارائه دهی تا ماندگار شوی. من به شخصه تلاش زیادی میکنم تا مردم را از خودم راضی نگه دارم و امیدوارم در این کار موفق باشم.
همیشه وامدار محبت مردم هستم
این روزها متاسفانه حال مادربزرگ عزیزم خوب نیست و به دلیل بیماری در بیمارستان بستری هستند، دیروز که برای عیادت به بیمارستان رفته بودم خانم میانسالی به اتاق آمد و من را شناخت و لطف کرد و خواست که با هم در راهرو عکسی به یادگار بیندازیم. همین که وارد راهروی بیمارستان شدم، دیدم جمعیت زیادی برای دیدن من در راهرو جمع شدهاند، اینها واقعا لطف خدا و محبت مردم است که معقتدم اگر نباشند ما هم نیستیم و همیشه وامدار محبتهای این مردم عزیز و دوستداشتنیام.
من و ستایش
نمیشود گفت که من و ستایش شبیه هم هستیم اما به هرحال برخی از خصلتهای من در ستایش دیده میشود اما اینطور نیست که بگویم من خودم را بازی کردم. ستایش بعضی اوقات یک کارهایی انجام میدهد که قطعا اگر من (نرگس) جای او بودم هیچ وقت آن کارها را انجام نمیدادم. البته برخی از ویژگیهایش هم بیشباهت به من نیست، مثل مهربانی، صبوری و… . یکی از مواردی که وجود داشت این بود که ستایش همنسل من نبود و برای رسیدن به این شخصیت باید حال و هوای بیست سال پیش را درک میکردم و با آن روزگار کمی آشنا میشدم.
یکسال مقابل دوربین بودم
من هشت ماه بعد از آغاز پروژه، جلوی دروبین آقای سلطانی رفتم و همین موضوع باعث شد کمی جو برایمان سنگین باشد اما گروه اینقدر صمیمی و خوب برخورد کرد که سختیهای کار برایم آسان شد. من تقریبا یک سال مداوم سرکار بودم اما سختی کار برایم لذتبخش بود چون به نتیجه آن امیدوار بودم و برای دیدن کار لحظه شماری میکردم.
فیلمی را میپسندم که بفروشد…
به نظرم نمیشود سینمای هنری و سینمای تجاری را از هم جدا کرد چون این دو سینما به نوعی مکمل یکدیگرند و من به عنوان یک بازیگر اگر توانایی این را داشته باشم که در یک کار تجاری یک تعداد تماشاگر و مخاطب جذب کنم و حالا بتوانم با بازی در یک فیلم هنری آن مخاطب و تماشاگر را باخود برای دیدن فیلم هنری به سینما بکشانم یا به عبارتی دیگر برای دیدن فیلم هنری که به نظرمن، حرفها و مفاهیم خیلی بیشتری را به مخاطب منتقل میکند و به نوعی پل ارتباط شوی فکر میکنم و وظیفهام را انجام دادهام. در مجموع به شخصه فیلم خوبی را میپسندم که بفروشد. چون فکر میکنم یک کارگردان فیلمی را میسازد که تماشاگر آن را ببیند. به نظر من اگر دست اندرکاران اصلی سینما بتوانند فیلمی را تولید کنند که در ضمن داشتن مفاهیم خوب، تمام معیارهای یک فیلم هنری و شاخصهای فروش را نیز رعایت کرده باشد، سینمای آرمانی به وجود میآید.
دوست دارم بازیگر خوبی باشم
دوست دارم مردم من را به عنوان یک بازیگر خوب بشناسند و حداقل وقتی بعد از چند سال خودم به یاد کارهایم افتادم و کارنامه کاریام را مرور کردم از کارهایم لذت ببرم و به رزومهام افتخار کنم. برایم مهم نیست که به عنوان بازیگر سینما شناخته شوم یا بازیگر تئاتر یا تلویزیون، هرجا که کار خوب باشد اولویت من است و ترجیح میدهم فقط به خود بازیگری فکر کنم نه به مدیوم آن. البته این را کتمان نمیکنم که من هم مثل خیلی از بازیگران دیگر دوست دارم روزی صاحب سیمرغ فجر شوم یا با کارگردانهای بزرگی مثل اصغر فرهادی، داریوش مهرجویی، حسن فتحی و… کار کنم.
کلیشه شدن هرگز
اگر دخترهای آن دوره را با دخترهای هم نسل خودمان مقایسه کنیم میبینیم که ستایش مطابق با نسل خودش پیش میرود و زیاد هم مثبت نیست. دخترهای آن موقع همینطور مطیع و حرف گوش کن و البته صبور بودند، برعکس من و هم نسلهای من (خنده). اما در مجموع دوست ندارم در نقشهای مثبت کلیشه شوم و به همین دلیل در همین مدت چند کار که نقشهای مثبت داشت را رد کردهام تا کلیشه نشوم. همه آدمها خاکستریاند، کسی مطلقا سیاه یا مطلقا سفید نیست.
نرگس؛ تنها دوست من
من از بین کارهای منزل فقط آشپزی را دوست دارم و هر وقت که بتوانم به مادرم در این زمینه کمک میکنم.
مادر نرگس میگوید: من از نرگس در مورد کارهای خانه راضیام. نرگس از کودکی تنها دوست من بوده و هست و همیشه در کنار من حضور داشته، البته این چند ساله به دلیل مشغله کاری کمی در کارهای منزل تنبل شده که آن را هم میگذاریم به حساب مشغله کاریاش (خنده).
مادر؛ بهترین نعمت خدا
مادر، عزیزترین و بهترین نعمتی است که خداوند به هر بندهاش مرحمت مینماید، برای من هم عزیزترین موجود روی زمین مادرم است و با تمام وجود دوستش دارم. بعد مادرش را بغل میکند و مقابل دوربین ماهنامه «خانه آرمانی» میایستد.
. . .

. . .
منبع: فارس سینما
در مورد : بیوگرافی ستایش بیوگرافی نرگس محمدی بیوگرافی نرگس محمدی بازیگر سریال ستایش بیوگرافی واقعی ستایش بیوگرافی واقعی نرگس محمدی عکس جدید نرگس محمدی عکس جدید نرگس محمدی بازیگر سریال ستایش عکس ستایش عکس نرگس محمدی عکس نرگس محمدی بازیگر سریال ستایش مضاحبه با نرگس محمدی مضاحبه با نرگس محمدی بازیگر سریال ستایش نرگس محمدی نرگس محمدی بازیگر سریال ستایش گفتگو با نرگس محمدی گفتگو با نرگس محمدی بازیگر سریال ستایش می باشد.
- تاریخ ارسال مطلب : ۴ بهمن ۱۳۸۹




























